10 اردیبهشت 1395
آقا بیا
یک شهر بی تو رنگ زمستان گرفته است سرما دوباره بی نفست جان گرفته است
اینجا دل تمامی پس کوچه های شهر در سردی حوالی آبان گرفته است
باران نمیزند که ببارد غم تو را وقتی عجیب حال وهوامان گرفته است
این آسمان تیره ی سرد وعبوس هم انگار ماه را به گروگان گرفته است
آقا بیا و خلوت تنهایی مرا برهم بزن که رنج فراوان گرفته است